ناظر جان منتشر کن لطفاا
هرچه زودتر... میمی*ره ( ناظر جان؟ ببین سانسور کردم دیگه ، منتشر کنن ) +چی؟.پوزخندی زد و گفت+باشه تو گفتی و من باور کردم~دوست داری باور کن دوست نداری باور نکن،ولی مطمئن باش که من یه بلایی سرش میارم+تموم شد؟ بای.بعد ناشناس با موتورش رفت.+نکنه واقعا یه کاری کنه؟ نه بابا به چی دارم فکر میکنم؟••_کجایی؟ دو ساعت به چی فکر میکنی؟+هیچی ولش کن.و مینسو سیر تا پیازو از ماجرا برای تهیونگ تعریف کرد.و بعد از چند دقیقه تهیونگ رفت تو فکر
و با خودش فکر کرد که اون فرد کی بوده ولی به نتیجه ای نرسید. نگاهی به ساعت انداخت که با ساعت ¹⁶:⁵⁴ دقیقه مواجه شد.عه دیر شدد+چی شد؟ _بعدا بهش فکر میکنم ولی اول باید برم خونه جونگ کوک+جونگ کوک؟میشه منم بیام؟_اره بیا فقط زود باش+اوکی••_زود باش دیگهه مگه میری عروسی؟؟+صبر کن باباا اومدم.چیه چرا اینجوری نگاه میکنه؟_واح! +چیه ؟ چی شده ؟ لباسام قشنگ نیست؟ یا آرایشم؟ وای نه کیفم! نه بابا کیفم قشنگه حتما کلاهمهه ! _بسه نه نه هیچی نیست، خیلی هم خوشگلی.الان میگه کفشم چی؟؟+پس کفشم چی؟قشنگه؟
_.بینندگان عزیز ! دیدین گفتم؟؟ هیهی ، نه مشکلی نیست بیا بریم که دیر شد +باشه ••^ سلام ! مشتاق دیدار عزیز! چطوری ته؟_خوبم مرسی ^این خانوم کیه؟.+ من پارک مینسو هستم از کره جنوبی.درواقع دروغ گفتم از ایران ، ۲۶ سالمه ^به به ، منم جونگ کوکم و اهل کره جنوبی ام و.که مینسو نزاشت حرف بزنه و تا خواست چیزی بگه...
خب دوستان ! لایکو کامنت یادتون نره لطفاا 🙂 برای پارت بعد منتظر باشید :) 🤎
اولین لایککککک اولین کامنتتتتتت اولین بازدیددددد
حیحیحیحیحیحیحیییی
حیحیییییییییییییبییی